تبليغاتX
رویای من

رویای من

جور دیگر باید نگریست

پدرجون

 

چقد بد که به بودن یکی عادت کنی

بعد که نبود بی اختیار از نبودنش سوال کنی ....

 

دیروز مادرجون اومد خونمون

یهو ازش خواستم بپرسم پس پدرجون کو؟چرا نیومده؟

یادم اومد که الان ۶ سال پدرجون دیگه نمیاد خونمون!!!

 

+خدا حاله پدرجون اونجا خوبه؟

 

پی نوشت: فردایی که انتظارش را میکشیدی همین امروزی بود که گذشت!!!

[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 14:58 ] [ perin ] [ ]


تنهایی

 

تنهایی اضافه‌بودن‌ است در خانه‌ای که تلفن هیچ‌وقت با تو کار ندارد

خانه‌ای که تو را نمی‌شناسد انگار

خانه‌ای که برای تو در اتاقِ کوچکی خلاصه شده است



تنهایی خاطره‌ای‌ست که عذابت می‌دهد هر روز

خاطره‌ای که هجوم می‌آوَرَد وقتی چشم‌ها را می‌بندی



تنهایی عقربه‌های ساعتی‌ست‌ که تکان نخورده‌اند وقتی چشم باز می‌کنی

تنهایی انتظارکشیدنِ توست وقتی تو نیستی

وقتی تو رفته‌ای از این خانه

وقتی تلفن زنگ می‌زند امّا غریبه‌ای سراغِ دیگری را می‌گیرد

وقتی در این شیشه‌ای که به شب می‌رسد خودت را می‌بینی هر شب

[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 14:40 ] [ perin ] [ ]


اینه ایده آل شهری؟

آبگرفتگی در خیابان اصلی بجنورد 2 نفر را به کام مرگ فرستاد
بجنورد - خبرگزاری مهر: در یکی از نادرترین اتفاقات آبگرفتگی معابر در خیابان اصلی بجنورد مادر و کودک 2 ماهه‌اش را به کام مرگ فرستاد.

به گزارش خبرنگار مهر، دوشنبه شب 25 اردیبهشت ماه، بارش شدید باران و آبگرفتگی معابر در خیابان شهید بهشتی جنوبی بجنورد (حد فاصل میدان کارگر تا شهید) موجب سقوط "زهرا گریوانی" و فرزند 2 ماهه‌اش در جوی آب شده و جریان شدید سیل آنان را به کام مرگ فرستاد.

جسد بی جان زهرا گریوانی 31 ساله در 100 متری محل حادثه در حالی از آب گرفته شد که به خاطر خفگی جان خود را از دست داده بود.

اما جسد کودک چندماهه با وجود تلاش بی وقفه ماموران هلال احمر و آتش نشانی، تا ساعت مخابره این خبر پیدا نشده است.

این ضایعه بزرگ و تامل برانگیز در حالی اتفاق افتاد که برق شهر بجنورد بنا به گفته مسئولان اداره برق به علت سقوط یک درخت بر روی خطوط انتقال نیرو قطع شده بود.

یادآور می‌شود: در روزها و ماه‌های گذشته تمامی رسانه‌های استان هشدارهای لازم را مبنی بر وضعیت عجیب آبگرفتگی در میدان کارگر بجنورد به مسئولان مرتبط داده بودند.


واقعا تاسف برانگیزه!!!

همه شکه شدن از این اتفاق

اینه ایده آل شهری؟

اینه شناخت حقوق و تکلیفه شهروندی؟

حالا کی میخواد جواب بده با این سیستم در هم تنیده ادارات ما؟

حتما این به اون پاس میده . اون به یکی دیگه

آخرشم این شهرونده بیچاره اس که از دست رفته و خانواده در غم فرو رفته اش

من به عنوان یکی از این شهر متاسف ترین خبر بود که شنیدم و

بعنوان ی دانشجوی برنامه ریزشهری

به حال این شهرو شهرونداش و خودم اشک ریختم

چرا باید ایجوری بشه؟

چرا باید دو نفر به یک دلیل کاملا نادر جونشونو از دست بدن؟

خفه شدن در معابر شهری بشه دلیل مرگ ۲ نفر؟

آخه این شد دلیل؟؟؟؟؟؟

واقعا دلیل بیخودی نیست؟

با عقل آدم جور درنمیاد بخدا!!!!!!!!!

واقعا متاسفم آقایون در راس کار!!!

[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 13:4 ] [ perin ] [ ]


روز روزه ماماناست

 

البته عنوان از طرف  بچه هاست . نه . همسرا

دیروز با مامی رفتم خیابون

از ۶ تا ۹

به قول خودمون  ترکوندیم خیابونو

مثلا خواستیم سورپرایز ش کنیم

اما باهام اومدو

دید واسش چی خریدم

آخه فک کنم خودش باشه و نظر بده   بهتره

خلاصه واسش ی پیراهن قرمز خوشگل خریدم

البته خریدیم

من و البته امیر(دادشمه)

خیلی خوشگله و بهشم خیلی میاد

مامانی روزت مبارک

ینی

 

روز همه ی مامانی ها مبارک

 

+کی میشه یکی واسه ما هدیه بخره؟!!!!:دی

[ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 11:31 ] [ perin ] [ ]


هیسسسسسسسسسسسسس

 

وقتی حرفی واسه گفتن نداری

خب خفه شو!!!

 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 20:40 ] [ perin ] [ ]


ی شعر باحال

 

بي تو On line شبي باز از آن Room گذشتم

  
همه تن چشم شدم . دنبال ID ي تو گشتم

 
شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم

 
شدم آن User ديوانه که بودم

 
وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد

  
Ding صد پنجره پيچيد

 
شکلکي زرد بخنديد

 
يادم آمد که شبي با هم از آن Chat بگذشتيم

 
Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم

 
لحظه اي بي خط و پيغام نشستيم

 
تو و Yahoo و Ding و دنگ

 
همه دلداده به يک Talk بد آهنگ

 
Windows و Hard و Mother Board

 
آريا دست برآورده به Keyboard

 
تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت

  
من بدنبال معناي کلامت

  
يادم آمد که به من گفتي از اين عشق حذر کن

 
لحظه اي چند بر اين Room نظر کن

 
Chat آئينه عشق گذران است

 
تو که امروز نگاهت به Email ي نگران است

  
باش فردا که PM ات با دگران است

 
تا فراموش کني چندي از اين Log Out , Room کن

 
باز گفتم حذر از Chat ندانم

 
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

 
روز اول که Email ام به تمناي تو پر زد

 
مثل Spam تو Inbox تو نشستم

 
تو Delet کردي ولي من نرميدم نه گسستم

 
باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم

 
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم

 
تو مرا Hack بنمودي . نرميدم . نگسستم

 
Room ي از پايه فرو ريخت

 
Hacker ي Ignor تلخي زد و بگريخت

 
Hard بر مهر تو خنديد

 
PC از عشق تو هنگيد

رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگرهم

 
نگرفتي دگر از User آزرده خبر هم

 
نکني دگر از آن Room گذر هم

 
بي تو اما به چه حالي من از آن Room گذشتم

 

                                                                          http://dezit.blogfa.com/

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 20:19 ] [ perin ] [ ]


مامان و من و روزه بارونی و البته دختر مردم

 

 

 

دیروز اینجا بارون شدید اومد

شدید به معنای واقعی کلمها

ما با هزار زحمت و موش آب کشیده شدن خودمونو به سرویس رسوندیم

در این فکر بودیم که همین الان خانواده امان با ما تماس میگیرن

چون این عذاب الاهی را نظاره میکنن و نگرانمان خواهند شد!!!

در این افکار باطل بودیم ما

که متوجه شدیم در رویا بودیم و کسی به فکر ما نیییییییییییییست

به همین خاطر تصمیم گرفتیم خودمان را به یادشان بیاوریم اما غیر مستقیم

به خواهرمان اس زدیم که :اونجا بارون میاد؟(دانشگاهمان خارج از شهر است)

گفت:شدید

ماهم دیگر چیزی نگفتیم تا اینکه مادرمان به ما کال کرد

مامی:کجایی؟

من:دبیرستان!!!   خب معلومه دانشگاه

مامی:باش میام دنبالت

من:         نه خودم با سرویس میام

مامی:پس سر خیابون میمونم تا بعد سرویس با ماشین برسونمت خونه تا خیس نشی

من:باشه پس سمت شمالی خیابون باش سمت باجه روزنامه فروشی

................

من سر خیابون منتظر مامی نیست

من:کجایی؟

مامی:اومدم

من ترجیح دادم اون ۲ قدمو خودم برم تااینکه بمونمو خیس شم

رسیدم خونه

مامی :کجایی پس؟

من:خونه

....

مامی اومده خونه میگم کجا بودی که من ندیدمت؟

میگه:اول رفتم ی دختر که تو خیابون بودو رسوندم مدرسه بعد تو اون کوچه گیر کردم دیر شد

من:خیلی زیاد.

این مامانه؟!من و گذاشته رفته دختر مردم میرسونه!!!!

پی نوشت:لازم نیست بگم مامی عشق منه که؟!

[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 12:13 ] [ perin ] [ ]


عزیزترین عزیز

 

 

امروز تولد ی عزیزه

یکی که واسه من همه کسه

امیدوارم تو این روز

همه شادی ها برات متولد بشن

و

همه ی غم هات بمیرن

عزیزم تولدت مبارک


 

باور کن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز کنارمي گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم
.
.
.
.
.
.

. تولدت مبارک.

*******************

چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز...
روز ميلاد...
روز تو!
روزي که تو آغاز شدي!
تولد مبارک

**************************

 عزیزم منت بر سر تقویم نهادی
امروز را سرافراز کردی و باقی روزها را در حسرت گذاشتی

 

!!!
|^^^^^|
|^^^^^^^^^|
[***********]

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا یه آرزو کن ؛بعدش شمعاتو فوت کن

 

 

 

 


 

[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 10:43 ] [ perin ] [ ]


3 2 1

  

زمین در انتظار تولد یک برگ .من در حال شمارش معکوس .صفر همیشه پایان نیست گاهی آغاز پرواز است

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 19:32 ] [ perin ] [ ]


؟

 

چرا اصولا آدمایی وارد زندگی ما میشن که

                       رفتنین؟!!!

خب اگه قرار به رفتن و نموندنشونه

                 پس چرا میان؟!!!

میان که تاثیر بذارن؟

نخیر میان گ ه به زندگیمون بزنن!

میان و میرن و غمشونم نیست که چت میشه!!!

تنها این اومدن و رفتن نیس که....

میان با ۱۰۰ آرزو

میرن با ۱۰۰۰ غم و سوال

۲باره میانو

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بار گندتر میکنن زندگیتو!!!

واقعا ی سری آدم چرا میان تو زندگی ما؟؟؟؟؟؟؟

[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 20:6 ] [ perin ] [ ]


تولد بهترینها

 

پریروز تولد مامی بود

دیروز تولد بابایی

میدونم جالبه!!!

مامان جونو بابا جون تولدتون مبارک

دوستوووووووووووووووووووووووووووووووون دارم هزارتاااااااااااااااااااااااااا

من خیلی جشن تولدارو دوس دارم

 

[ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 13:22 ] [ perin ] [ ]


عشق رویاها

 

چرا هرجا میرم خاطرات تو همراهمه و یادم میاد؟

آخه لعنتی ۱ سال کم نیست!!!

 

من از شخصیت آدمی خوشم اومد که

الان اون شخصیت در دنیای واقعی وجود نداره. مرده

اما فیزیک و جسم اون آدم جلو چشمم رژه میره

 

اون عشق من بود اما فقط عشق رویاهام

کاش زمان ی عقربه برگشت داشت!!!

اونوقت میدونستم چکار کنم.


دکمه ۸ گوشیم از کار افتاده

اس ام اس زدنم سوژه ای شده واسه خودش

موندم اگه شارژم تموم شد چه جوری شارژش کنم؟!

فک کنم وقت خالی کردنه جیبه بابا رسیده

راستی ی سوال؟

به محض کانکت شدن اول به کجا سر میزنید؟

۱.وبلاگتون

۲.آی دی تون

۳.فیس بوکتون

 

فوضولیم دیگه چکار کنیم!!!

من خودم قبلا قبلا اول میرفتم فیس بوک بعد آی دی بعد وبلاگ

اما چن وقتیه قضیه کاملا برعکس شده!فیس بوک که شاید نرم!

 

+میدونم اول پست هیچ ربطی به آخرش نداشت!اما مده!!!!

[ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 11:24 ] [ perin ] [ ]


دوریت

غصه نخور دل ساده ی من
نمیذارم دیگه بازیچه شی
تویی که همیشه با دلمی
تنهاش گذاشتی به قیمت چی؟
میدونی از تو نمیشه گذشت
تو لحظه لحظه ی بی کسی هام
جز تو کی پناه قلب منه
تنهام نذار با دلواپسی هام


دوریت این خونه رو ویرونه تر کرد
تنهام نذار منو دیووونه برگرد
چطور دلت میاد یادم نباشی
بی من کی قدرتو میدونه برگرد


باورم کن که به یاد توئم
هر کجا باشی تو قلب منی
از توی تموم خاطره هام
چه جوری تونستی دل بکنی؟
بی تو برام یه دنیا قفسه
پیشم که باشی همینا بسه
زنده ام با عطر نفسات
جز تو کی رفیق و هم نفسه؟


دوریت این خونه رو ویرونه تر کرد
تنهام نذار منو دیووونه برگرد
چطور دلت میاد یادم نباشی
بی من کی قدرتو میدونه برگرد

 

+قشنگه؟


 

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 22:16 ] [ perin ] [ ]


مخاطب خاص

 

تو فکر ی تنهایی اساسیم:|مثل اینکه وقتش رسیده برم تو خودم!

   +بعضی وقتا تنهایی ضروریه

لطفا مزاحمم نشو!

[ یکشنبه 3 اردیبهشت1391 ] [ 20:39 ] [ perin ] [ ]


بهار

 

خیلی وقت بود زیر بارون بدون چتر قدم نزده بودم

چه حالی میدها

اما خب سرماخوردگی بعدشو هم دوست دارم چون اوونم ی حال دیگه میده

اما من فک میکنم ی رابطه ای هست میون

شدت بارش و قدمای ما آدما

بارون که نم نمه قدما آروم تره

بارون که شدید میشه قدما دیگه قدم نیستن

تمرین واسه دو ماراتنه

امروز تو دانشگاه به این نتیجه رسیدم

به قول یارو گفتنی "یافتم"

(تو این فصل همیشه چتر همراهتون باشه چون اطمینانی بهش نیست)

دیوونه بوده هرکی این بالایی رو گفته!!!!

[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 13:20 ] [ perin ] [ ]


همسفر

تو از کودوم قصه ای

که خواستنت عادته

نبودنت فاجعه

بودنت امنیته

تو از کودوم سرزمین

تو از کودوم هوایی

که از قبیله ی من

یه آسمون جدایی

اهل هر جا که باشی

قاصد شگفتنی

توی بهت و دغدغه

ناجی قلب منی

پاکی آبی یا ابر

نه خدایا شبنمی

قد آغوش منی

نه زیادی نه کمی

منو با خودت ببر

ای تو تکیه گاه من

خوبه مثل تن تو

با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر

من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی که هست

تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته

تن پوش کهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن

رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه

همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها

تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر

بیت آخرین نداشت

عمر پوچ من و تو

دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر

آخر عمر منه

لحظه مردن من

لحظه رسیدنه

منو با خودت ببر

ای تو تکیه گاه من

خوبه مثل تن تو

با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر

من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی که هست

تو بخوای من قانعم

منو با خودت ببر

 

[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 21:39 ] [ perin ] [ ]


بی حوصله گی مفرط

 

چند وقته که هیچ اتفاق جالبی واسم پیش نمیاد

ینی چرا؟؟؟

خدا با شما هستما!!!

بابا تو این تقدیر ما ینی  نباید ی اتفاق جالب نوشته باشی!!!

تقدیرمونم مثل خودمان در حس بسیار خوشه گشادی بسر میبرد

خدا نه که من این حرفو زدم

بخوای به بهانه سورپرایز

عزیزانمان را در دردسر بندازی ها؟؟؟!!!

اینجوریشو نداریما!!!

اصن بیخیال خدا

من از شانس ..... میترسم

همینطور در بی حوصلگی سر کنیم بهتر که به دردسر بی افتیم

+وبلاگمان تارعنکبوت بسته مانند گوشیمان

+حال سحر خوبه

[ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ 19:35 ] [ perin ] [ ]


نفسمه سحر

 

حالم اصلا خوب نیستش

دختر عموی عزیزتر از جونم تصادف کرده

آسیب جدی دیده اما نه جدی جدی!!!

واسه من اسمش فقط دختر عمو هست

اما در حقیقت قلبم

عزیزتر از هر کسی واسم

وقتی فهمیدم نفسم میخواست بند بیاد

۱۰۰هزار مرتیه شکرت میکنم خدا که آسیب جدی ندیده

خدا کنه دوستاشم هرچی سریع تر خوب بشن

+انگار خودم درد دارم

[ چهارشنبه 30 فروردین1391 ] [ 13:12 ] [ perin ] [ ]


ع ش ق

 

بیخبر ی روز اومد سر زدو رفت

خواب بودم وقتی اومد در زدو رفت

اومد و دید که دلم خوابه هنوز

ننشسته روی بوم پر زدو رفت

اونی که نور امیده

میگن از خدا رسیده

تو سیاهیه شبه من

اون مثله صبحه سپیده

اون اونی که سه حرفه اسمش

اگه بشکنه طلسمش

من دوباره جون میگیرم

اون نباشه من میمیرم

گاهی عکسشو توی آب میبینم

دلمو واسش ی بی تاب میبینم

گاهی وقتا میبینم که اومده

نکنه بازم دارم خوااااب میبینم

اونی که نور امیده

میگن از خدا رسیده

تو سیاهیه شبه من

اون مثله صبحه سپیده

اون اونی که سه حرفه اسمش

اگه بشکنه طلسمش

من دوباره جون میگیرم

اون نباشه من میمیرم

 

[ چهارشنبه 23 فروردین1391 ] [ 23:3 ] [ perin ] [ ]


ی چیزی

 

 

این قالبو واسه این گذاشتم چون

موهای خودم تو بچگیم شبیه موهای این دختره بوده:-))

[ سه شنبه 22 فروردین1391 ] [ 20:23 ] [ perin ] [ ]


هورااااااااااااااااااااا

 

دچار افسردگی مزمن(مطمن مضمن مذمن؟؟؟!!!)شده بودم

اینو خودم از پستای قبلیم فهمیدم

اما دوستمان ما را با ی حرکت بسییییییییییییییییییییار خوب از این هوا آورد بیرون

ما را به مراسم عروسی و لی لی و دست و هورای خود دعوت کرد!!!

فکرشم منو خوشحال داره میکنه چه برسه که با بچه های بسیار جلفتر از خودمان برویم و

آنجا جولان بازار راه بیاندازیم

شدیدا تو فکرم که سوال همیشگی دخترها از مادرانشان را چگونه پاسخگو باشم که:

ماماااااااااااااااااااااااان   من چی بپوشم؟؟؟؟!!!

قراره با ۳ تا از اراضل دیگه بریم بترکونیم

البته دوستم پیشنهادش لباس رسمی شبهه

اما به درد جولان دادن نمیخوره اینجور لباسا

حالا فکرهایمان را میکنیم

جای همتون خالیییییییییییییه

 

صدای زنگ تلفن

من:بله بفرمایید؟

صدای مامی:سلام رسیدی خونه

من:پ نه پ دانشگام!!

مادر بی توجه:خب میخواستم ببینم رسیدی یا نه؟

من:کجایید؟

مامی:بیرون

من:مگه قول ندادی بمونید تا منم بیام

مامی:مگه قراره من هر قولی بدم عملی بشه؟

من در کمال شک:     :||

 

البته مامی راس میگه  کی الان سر قولش میمونه؟؟؟؟

 

الان نوشت: دلم تنگ شده واسه وقتایی که هم سرم تو کتاب بود هم گوشی وسط کتابم

اس بازی  میکردم!مثلا درس میخوندما

پی نوشت۲۴: جاتون خالی خیلی خوش گذشتدوستمان هم بس بسیار زیبا و خواستنی شده بود

ساری جووووووووووووون(من بهش میگم ساری) ایشاا... خوشبخت بشی عزیزم

[ سه شنبه 22 فروردین1391 ] [ 20:8 ] [ perin ] [ ]


پیشکش

 

بدترین نوع دلتنگی وقتی است که

همه چیز و همه کس

بی ربط و باربط

تو را یاد او می اندازد!

از طرف نیوشا به سامان

[ شنبه 19 فروردین1391 ] [ 18:55 ] [ perin ] [ ]


فقط خسته ام

 

مگه میشه مثل الان من

پاهاتو بندازی رو هم دیگه و چای بخوری و به روزای خوبت فک کنی؟

نچ نمیشه!

نمیشه وقتی پر دردی و ی عالم مشکل فکرتو درگیر کرده

بشینی مثل قبل بیخیالی رو سیر کنی!

 

از این دنیا و آسمان دلگیرش خسته ایم

کی میشود پایان دنیایمان را ببینیم؟؟؟

 

چشمانم ی چند وقتی میشود که داغ است

از گرمای اشکی که در خود دارن

جالبه

روزای سرد زمستان چشام سرد سرده

اما حالا تو این هوای گرم فروردین

داغ داغ

مثل تابستان

 

خیلی وقت است که مخاطبم فقط ی آشناست

فقط ی آشنا

 

من ودنیا به این بزرگیو فقط ی آشنا!!!

که آن هم شده ناآشنا

نه خبر از حال ما دارد نه از روزگار ما!!!

 

حرف دلم زیاد اما اگه بیشتر از این دهان باز کنه "سوتی" میده!

[ شنبه 19 فروردین1391 ] [ 18:43 ] [ perin ] [ ]


 

اگه آسمون به زمین بیاد

بازم آدمای نفهم

نفهمند!!!

[ جمعه 18 فروردین1391 ] [ 22:21 ] [ perin ] [ ]


:-(

 

این بار تو بگو که “دوستت دارم”


نترس……….


من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید


آب نریختـــــم که برگردی


آب ریختـــــم تـــا پاک شود


هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!

 


 
گاهی باید کم باشی تا کمبودت احساس شه ، نه اینکه نباشی
 
 تا نبودنت عادت شه... 
 

شيش ماه بهش خوبي كن كه بفهمه دوستش داري ،

دو روز سگ ميشي ميگه حالا شناختمت!!

واقعا که ....!!!

 

[ پنجشنبه 17 فروردین1391 ] [ 21:11 ] [ perin ] [ ]


 

دیروز تازه فهمیدم

۱ با ۱ برابر نیست!!!


دیروز ی دونه از ماهی های قرمز کوچولوی عیدم مرد

مراسم خاکسپاری رو کاملا اجرا کردم

"هر موجود زنده ای باید دفن بشه"

اون یکی تنها شد

[ پنجشنبه 17 فروردین1391 ] [ 12:13 ] [ perin ] [ ]


آغاز بی پایان

 

بسم الله الرحمان الرحیم

الحمد الله رب العالمین .......

و میخونم تا آخرش تا اینکه نمازم تموم میشه

روزی ۳ مرتبه تکرار میکنم

بدون اینکه بفهمم چی دارم میگم

بدون اینکه حتی بدونم با کی دارم صحبت میکنم و واسه چی دارم حرف میزنم

اما شبا قبل خوابم این قضیه ۱۸۰ درجه فرق میکنه

میدونم با کی دارم حرف میزنم و ازش چی میخوام

بیشتر  وقتا چیزی ازش نمی خوام

فقط دردو دل میکنم

به زبون خودمون

به روش خودم

گاهی با اشک ازش شاکیم

گاهی با لبخند ازش ممنون

در کل اینجور موقع هاست که با خدای خودم حال میکنم

فقط چون خودش اینجور عبادتو خواسته نماز میخونم

وگرنه من و خدام این حرفارو باهم نداریم که!

 

[ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 22:25 ] [ perin ] [ ]


13

 

من هی بگم نحس شما بگید : نه!

امسال نحسیش فرق میکرد

 

مخاطبم ی آشناست!

اووووووووووووف باز ی چیزی فکر منو مشغول کرد

اینقدر زورم میاد به ی مسئله ای فکر کنم

حالا این موضوع به این مهمی دیگه هیچی!

[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 22:59 ] [ perin ] [ ]


واقعا نحس

 

از روزای ۱۳ بدر متنفرم

امیدوارم امسال با سالای قبل فرق داشته باشه!!!

چشم میگه آب نمیخورم!

[ شنبه 12 فروردین1391 ] [ 19:39 ] [ perin ] [ ]


 

 

نترس حوا

سیب را با عشق گاز بزن

آدم لیاقت بهشت را ندارد!!!

 

www.shakibaaa.blogfa.com

[ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 18:27 ] [ perin ] [ ]